|
":":" حرف دل ":":"
|
نخستین نگاه نخستین نگاهی،که مارا به هم دوخت! نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت ... نخستین کلامی ، که دل های مارا به بوی خوش آشنایی سپرد و به مهمانی عشق برد پر از مهر بودی ، پر از نور بودم همه شوق بودی ، همه شور بودم چه خوش لحظه هایی که دزدانه از هم، نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم، چه خوش لحظه هایی که (می خواهمت) را، به شرم و خموشی ، نگفتیم و گفتیم دو آوای تنهای سرگشته بودیم، رها در گذرگاه هستی ، به سوی هم از دورها پرگشودیم چه خوش لحظه هایی که هم را شنیدیم چه خوش لحظه هایی که در هم وزیدیم چه خوش لحظه هایی که در پرده عشق چو یک نغمه شاد ، با هم شکفتیم چه شب ها ، چه شب ها، که همراه حافظ در آن کهکشان های رنگین در آن بیکران های سرشار از نرگس و نسترن، یاس و نسرین زبسیاری شوق و شادی نخفتیم، تو با آن صفای خدایی تو با آن دل و جان سرشار از روشنایی ازین خاکیان دور بودی![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 0:13 توسط وحید |
برگ در انتهاي زوال مي افتد و نهال در ابتداي کمال ... بنگر چگونه مي افتي ؟ چون برگي زرد يا سيبي سرخ
+ نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 15:55 توسط وحید |
نمي بخشمت ....
بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت ... بخاطرعشقي كه بر قلبم حك كردي ...
+ نوشته شده در یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 23:22 توسط وحید |
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی سست و بی پروا شدن عشق یعنی دیدن بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی قطعه ی شعری نا تمام عشق یعنی بهترین حسن ختام
+ نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 1:20 توسط وحید |